|
بهترین شعرهای نوی معاصر از سهراب سپهری و مریم حیدر زاده و شاعران نوسرا |
روزگارم بد نیست
با درس و دورسکی
می گذرانم وقتم را
وبه یک لطف نظر از شما
دوست عزیز
خوش کنم حالم را

كد لينك به ما :
جاودانه خواهم ماند؟ " size="14" class="mailinput" align="left" dir="ltr" type="text" style="border: 1px solid #5593DE">
موضوعات
شعرایه خودم
مریم حیدر زاده
شعرهای سهراب سپهری
دلنوشته ها
عکس های عاشقانه
تاریخچه پرچم ایران عزیز
سايتي براي افزايش آمار بازديد
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آمار بازدید : نفر
سلام
سلام به دوستانی که ساده باهاتون آشنا نشده بودم اما ساده بیخیالتون شدم.بیخیال این وبلاگ و بی خیال نت. از همتون شرمندم فط می تونم همینو بگم که شرمنده همه شماها هستم
به قولی سعادت گرچه بیرنگ است ارادت همچنان باقیست
امیدوارم خوب باشید و تابستان و بهار خوبی رو پشت سر گذاشته باشید
ماه رمضان ماه خداست و در این ماهه که می تونیم به بالاترین سلوک عرفانی برسیم. این یک حقیقته نابه و به هیچ وجه نمیشه انکارش کرد...خداییش تو این مدت که روزه گرفتیند چقدر از انجام گناهانتون کم شده...چند سری شده که رفتیند یه کاره خطا و گناهی رو انجام بدیند ولی به خودتون گفتیند "نه الان وقتش نیست من روزم و اگه این کارو بکنم روزه ام باطل می شه" و دیگه مرتکب اون گناه نشدید...می دونم جواب چیه...به کرات شده...این ماه مبارک رو بهتون تبریک می گم خداییش سر سفره افطار ما رو فراموش نکنید...

بگذریم
یادمه روز تولد وبلاگم یه قولی بهش دادم و گفتم انشاالله سالی باشه که به ارزوهاش برسه
سالی براش باشه که نونوار کنه و بتونه سری تو سرا داشته باشه ولی نشد....یعنی یه سری مشکلات شر شده بود و سر راهم قرار داشت....یکی از اونا درسام بود.........شروع وبلاگ با اولین سال ورودم به دانشگاه همراه بود و هیچ دلم نمی خواد این همه خاطره ای که ازش دارم رو با سال آخر دانشگاهم به پایان ببرم. ولی بعضی وقتا پیش می آد
بنابراین اصلا قصد به ترکش نگرفتم منتها دیگه احتمالا زیاد آپ نشه آخه حرفام شعرام نفسم برای گفتن و نوشتن دیگه تموم شده و این اصلا ناامیدی نیست چرا که کارای زیادی هست که باید انجامش بدم و ندادم...........فکر می کنم از زندگی ای که دوست داشتم و اون هدفایی که مشخص کرده بود عقبم و این فقط و فقط به خاطر یه اشتباه کوچیکه و اون هم توجه زیادی به تحقیق و درس........شاید می تونستم در کنار درس چیزایه دیگه ای هم یاد بگیرم و مطمئنم که می تونستم چنانچه یه سری از چیزا رو به دست آوردم اما اینا کمه
الفت شبهای خوش را روزگار از ما گرفت
ای خوشا روزی که با هم روزگاری داشتیم
اون چیزی که می تونه بهم روحیه بده و راهگشا باشه قبولی در کنکور ارشده و این تنها چیزیه که ذهنم رو مشغول کرده
حالا که فکرش رو می کنم خیلی از فرصتا بیخودی از دست رفتند ولی از الان به بعد دیگه وقته تلاشه بیشتر در کنار بهره وری بهتره
همین طور که مقام معظم رهبری فرمودند که امسال سال اصلاح الگوی مصرفه . یکی از الگو ها همین اتلاف وقت نکردنه و بهره وری درست از درسه
به امید ظهور موایمان و صاحبمان امام زمان (عج)
نوشته شده توسط هیچ کس در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388
لينك مطلب

اگه بعد کلی وقت اومدم و این شعر رو گذاشتم دلیل داره
اگه اومدم و آپ کردم دلیل داره
اگه این شعر اسمش کوچه است دلیل داره
اگه زندگی زیباست دلیل داره
اما وجود این همه دلیل آدم رو حیرون میکنه
امام ما کی می خواد بیاد
مگه نمی بینه به بهانه آزادی چه می کنند
مگه نمی بینه تنهاییم و نیاز به یاور داریم---چرا میبینه --اما خیالش راحت نیست که اگه بیاد تو تنهاش نمی ذاری----خیالشو راحت کن----با دعا و نیایش...با هر چه که تو رو به اون می رسونه۰۰۰۰
ای امام بیا
کوچه
تمام کوچه
راه بود و تاریک
و مرد قدم می زد
سیگار پشت سیگار
هیبت اش مردانه دود می شد
و هوا نفس تنگ
که چقدر تاخیر کرده بانو
در راهی که همیشه درشکه ها می ایستند
و هیچ کس نمی داند
هر شب مرد که به انتها می رسد
بغض کوچه می ترکد
و چشم های مانده به راه اش
- ناچار-
نسترن را به خورشید می سپرد
تا موهای طلایی اش
روی دست های آفتاب
کمی بیارامد
و نفس های نرم خدا
غربت اش را
نوازش کند
که اینجا
بی خبر از درشکه ای با چرخ های شکسته
صبح از راه رسید
با صدای زنگ
شب از رؤیا برخاست
و زن از پنجره تابید.

نوشته شده توسط هیچ کس در جمعه پنجم تیر 1388
سلام به همه دوستان
امیدوارم حالتون خوب باشه
و سال رو به خوبی آغاز کرده باشیند و سال خوبی رو
پشت سر داشته باشیند...
چه اونایی که می شناسم چه اونایی که نمی شناسم
البته خیلی ها رو هم که می شناسم یه ارتباط مجازیه و
به همین خاطر اسم شما رو گذاشتم مونس مجازی
خیلی دوست دارم یه روزی بیاد که همه با هم برادر و
برابر باشند و اون روز نمی آد مگر با ظهور آقا امام زمان(عج)
پس سال جدید رو با این دعا آغاز کنید
۱۲ فروردین بهونه ای شد تا دوباره بیام و آپ کنم
می دونید چرا؟
آخه تولده وبلاگممه

نازی وبلاگم....تولدت مبارکا باشه![]()
بیچاره دو سالش شده...تو این دو سال همه رنگی به
خودش دیده...انقد کداشو عوض کرده که بیچاره از دستم
شاکی شده...ولی هیچ وقت قالبشو عوض
نکردم....بابایه خوبی براش نبودم
...خدا کنه با سال
جدید وبلاگه منم به آرزوهاش برسه![]()
اول کار دوست داشتم همه مطالباش شعر باشند
خواستم باشند تا ببینم جاودانه خواهم ماند؟
این بهترین راه بود تا بتونم خودم رو آزمایش کنم
تو یه دنیایه مجازی که هیچکی هیچکی رو نمی شناسه
دوسال از تولد وبلاگم می گذره و تو این مدت خیلی ها
به من لطف داشتند و نظراتشون رو یه کار بردم
خیلی ها رفیق همیشگی بودند
باورتون نمی شه با یه کسایی رابطه داشتم که الان
دیگه وبلاگشون رو تخته کردند و رفتند پی زندگیاشون![]()
البته سو تفاهم نشه..منظورم برا استفاده از مطالب
همدیگه بوده...
خوبیه دنیایه مجازی به همینه
امید وارم همراه با سال جدید مطالب خوبتر و شعرایه
قشنگتری رو بذارم......
حرفهایه زیادی بود که می خواستم بنویسم ولی فرصتم
کمه
باز هم برا ظهور آقا دعا کنید![]()
![]()
.....
نوشته شده توسط هیچ کس در دوشنبه دهم فروردین 1388
سلام به همه دوستانی که به من لطف دارند و منو تنها نمی ذارند.
تولد حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن رو به همه دوستان خودم تبریگ می گم
بعد از یه ماه و خورده ای که شب و روز مجبور بودم در س بخونم تا برای امتحانات خودمو آماده کرده باشم بالاخره امروز ساعت ۳۰/۱۰ صبح با امتحان آنالیز عددی ۱ به این یک ماه بی خوابی و استرس پایان دادم و به قولی از گیر این امتحاناتی که برا پاس شدن هر کدومشون باید حداقل ۴۰۰ /۵۰۰ صفحه کتابتو بخوری تا بتونی نمره خوبی بیاری راحت شدم
الان دیگه وقت نفس کشیدنه و وقت اینه که به کارایی که تو امتحانات به اینو و اون قول دادم براشون انجام بدم رسیدگی کنم و همینه که یه کمی منو نگران کرده که نکنه نتونم به قول خودم وفا کنم.
از همتون التماس دعا دارم
.
نوشته شده توسط هیچ کس در سه شنبه چهارم تیر 1387
بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو سکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی
ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمی دونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمی دونیم چی رو از دست دادیم
اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده
در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه یکی رو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ، ئلی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد
دنبال نگاهها نرو چون می تونن گولت بزنن، دنبال دارایی ترو چون کم کم افول می کنه ، دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره رو روشن کرد ، کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه
دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی
رویایی رو ببین که می خوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که می خوای باشی ، چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی
آرزو می کنم به اندازه ی کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه کافی بکوشی تا قوی باشی
به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید تا خوشحال بمونی
همیشه خودتو جای دیگران بذار اگر حس می کنی چیزی ناراحتت می کنه احتمالا دیگران رو هم آزار می ده
شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن
شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش می گردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که اهمین دیگران رو تو زندگیشون می فهمن
عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه ، روشنترین اینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل می گیره ، نمیشه تا وقتی که دردها و رنجا رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری ،
وقتی که به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه می کردی و بقیه می خندیدن ، سعی کن یه جوری زندگی کنی وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن
نیما احرار (اهرار )
نوشته شده توسط هیچ کس در سه شنبه هشتم آبان 1386
مطالب پیشین
![]()
